برميگردانند، كليساي قبطيتوانست قرنهاي متمادي را پشت سرگذارد و از طوفانهاي بسياري بگذرد.
اطلاعات زيادي در باب كليساي قبطي ميتوان از نوشتههاي قبطي ابوالبركات (متوفا 1324) به دست آورد، كه برخي از آنها راجع به موضوعات كليسايي و يكي، دفاعيهاي در برابر يهود و اسلام است.
يهود
14. تفسيرهاي تورات و تلمود. مواعظ. همچنانكه دانشمندان و فضلاي مسيحي، بخش درخوري از اوقات خود را صرف مطالعهٴ عهد عتيق و عهد
جديد ميكردند، علماي يهودي هم به همان ترتيب -- شايد هم بيشتر -- وقت و نيروي خود را در راه مطالعهٴ
عهد عتيق و تلمود و نوشتن تفسيرهايي بر آنها بهكار ميبردند.اين تفسيرها چندان زياد است1 كه مطالعهشان را براي خوانندهٴ امروزي ناممكن ميسازد. خوشبختانه ما مجبور به مطالعهٴ آنها، يا به هر حال مطالعهٴ همهٴ آنها نيستيم، بلكه اشاراتي به برخيشان براي نشان دادن تصوير درستي از حيات دينيآن عصر كافي است.
داوود بن يُم - طب بن بلاي پرتغالي شروحي بر كتاب مقدس به سبك ابراهيمابنعزرا نوشت.
در اسپانيا ويدال دوتولوزا، مشنه تورهٴ ابن ميمون را شرح كرد؛ بحيهبن عاشر شرح مفصلي بر
تورات و كتابي در باب اعمال ديني نوشت؛ ابودَراهم و آبنر بورگوسي، پيش از آن كه از مذهبش دست بكشد، تفسيرهاي ديگري تأليف كردند.
فعاليت ديني يهوديان در فرانسه هم به همان اندازه چشمگير بود. اين امر ممكن است مايهٴ حيرت گردد. با توجه به اينكه در سال 1306 يهوديان از فرانسه رانده شدند، ولي از بخت خوشِ آنان، در آن هنگام فرانسه هنوز شامل اورانژ، تمام پرونس و لانگدوك نبود. تا آغاز عصر مورد بحث، بيشتر جامعههاي يهودي در جنوب فرانسه اقامت داشتند. با شدت گرفتن فشار و تعقيب، عدهٴ بيشتري از يهوديان توجه خود را از دنيا به نوشتههاي مقدس معطوف كردند و كوشيدند تا ميتوانند آنها را هرچه بهتر ترجمه و تفسير كنند. پركارترين اين مفسران جنوب فرانسه يوسف